الشيخ علي المشكيني
253
تفسير روان (فارسى)
معايب مىشمرديد و استهزا مىكرديد و در حالى كه پيوسته دربارهء آنها هذيان مىگفتيد . أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَآءَهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءَهُمُ الْأَوَّلِينَ در اين آيات التفات است از خطاب كفّار در آخرت به غيبت يعنى بيان ردّ و نكوهش آنان براى پيامبر و مردم . معناى آيه : اى پيامبر ، آيا آنها هيچ تدبّر و تفكّر در اين قول يعنى قرآن مجيد نكردهاند كه كتابى است محيّرالعقول و خارج از توان بشرى بىسابقه و لاحقه در جهان انسانيت ؟ و يا براى آنها چيز تازه و بىسابقهاى آمده كه براى پدران پيشين آنها نيامده بود ؟ يعنى آمدن رسول براى بشر از خود آنها و آوردن كتاب آسمانى و شريعت و اظهار معجزه ، مطلب نوظهور و بىسابقه نيست كه اين همه در ردّ آن اصرار مىورزند . أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ يعنى : و يا آنكه رسول و فرستادهء خدا را به سوى خود نشناختهاند كه او را انكار مىكنند ؟ يعنى بىترديد آنها محمّد صلى الله عليه و آله را به نحو كامل مىشناسند ، به خصايص روحى و فضايل اخلاقى او آشنايند و مىبينند كه او راستگويى است كه به اخبار غيبى خود معتقد است و از ناحيهء غيب در همه حال مورد نصرت و تأييد است . آنان سوابق پيش از بعثت او را مىدانند ، يتيمى بود كه از اوايل عمر پدر و مادر را از دست داده ، نه كتابى خوانده بود و نه معلّمى او را تعليم كرده بود و نه مؤدِّبى او را تربيت كرده بود و در طول زندگى خود هيچ كارى بر خلاف عقل و خرد و هيچ عمل قبيح و ناپسند در عرف جامعه از او سر نزده بود و هرگز احدى از او آنچه دلالت بر حرص به دنيا و طلب مال و جاه كند نديده بود ، پس چگونه او را انكار مىكنند ؟ ! أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءَهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ يعنى : و يا آنكه مىگويند او را جنون است و اختلال روانى دارد كه به سخنش اعتنا ندارند ؟ اين گفتار باطل و كذب است بلكه حق و حقيقتى را براى آنها آورده ( يعنى كتابى مشحون از معارف و مملوّ از حِكَم و شريعتى سراپا دقت و متانت ، ضامن مصالح دنيوى و سعادت اخروى بشر ، و اينان مىدانند كه محمّد صلى الله عليه و آله صادق است و كتاب او حق ) لكن اكثرشان از حق كراهت دارند و حق را نمىپذيرند .